گفتگوی مشاوره برگزیده : وسواس فکری ، کمال گرایی

پاسخگو:10:45:51 سلام و روز شما بخیر. خوش آمدید

پرسشگر:10:46:17 سلام
پرسشگر:10:46:29 وقتتون بخیر

پاسخگو:10:46:35 ممنون از شما

پاسخگو:10:46:39 در خدمتیم. لطفا قبل از بیان سؤال، سن و جنسیت خود را بفرمایید.

پرسشگر:10:46:49 دیروز صحبت کردیم
پرسشگر:10:47:13 قرار شد به درمان وسواس بپردازیم
پرسشگر:10:47:57 28 ساله دختر

پاسخگو:10:49:05 در خدمت تان هستم
پاسخگو:10:49:10 وسواس فکری ... بله خاطرم هست

پرسشگر:10:49:17 بله

پاسخگو:10:49:32 و همچنین نگرش های کمالگرایانه که در مورد شما یکی از زمینه سازهای وسواس تان است
پاسخگو:10:49:40 و ابتدا به این می پردازیم

پرسشگر:10:49:49 بله

پاسخگو:10:49:51 راه کارهایی برای تعدیل آن هست

پرسشگر:10:49:57 متشکرم

پاسخگو:10:50:12 ابتدا این که از این به بعد باید بعضی کارهایتان را ناقص انجام دهید
پاسخگو:10:50:18 می توانید؟

پرسشگر:10:50:29 بله

پاسخگو:10:50:34 بنظرتان اموری در اطراف تان هست که بشود ان ها را ناقص انجام داد؟

پرسشگر:10:51:33 الان پایان نامه دارم که بخاطر همین کمال طلبی همش میگم میخوام عالی بشه دفاع کردم تو اصلاح خیلی خواستم سنگ تموم بذارم
پرسشگر:10:52:17 الان میتونم خواسته استاد پیاده کنم ببرم بدم تمام

پاسخگو:10:52:45 بله از این کارها زیاد انجام دهید
پاسخگو:10:53:30 من چون میدانم خود شما اهل درک و تحلیل هستید مطالب را زیاد توضیح نمی دهم هر جا نیاز بود بفرمایید بیشتر مکث کنیم
پاسخگو:10:53:33 مورد بعدی

پرسشگر:10:53:45 یا کتابایی که نخوندم میخوام بخونم الان دوساله از ترس اینکه مبادا خوب نخونمشون خریدم فقط رو هم جمع کردم همرو اهدا میکنم نخونده

پاسخگو:10:54:09 بسیارعالی
پاسخگو:10:54:16 یا مثلا
پاسخگو:10:55:24 یادم هست می خواستید برنامه ای برای تغذیه سالم یا کاهش و افزایش وزن و هدف هایی از این قبیل داشته باشید این برنامه ها را خیلی دقیق انجام ندهید
پاسخگو:10:55:27 بعبارتی
پاسخگو:10:55:31 قوانين سنگي را به قواعد ژله اي تبديل کنيد
پاسخگو:10:55:41 مثلا با خود شرط کرده ايد که ديگر شيريني نخوريد اگر خورديد به جاي اينکه سه ساعت خود را سرزنش کنيد نيم ساعت پياده روي کنيد

پرسشگر:10:57:01 متوجه شدم چشم

پاسخگو:10:57:09 بطورکلی برنامه ریزی های زندگی تان را کمتر کنید مثلا یک روز ناگهانی پارک بروید با یک دوست قدم بزنید یا کتابخانه بروید و از صبح تا شب آن جا باشید و از هر کتاب مورد علاقه کمی بخوانید و تمرین کنید از همین تک روزها لذت ببرید
پاسخگو:10:57:26 کلا سورپرایز برای شما خوب است گاهی خودتان را غافلگیر کنید
پاسخگو:10:57:39 نباید جوری باشد که همه چیز همیشه تحت کنترل تان باشد
پاسخگو:10:58:02 به دعوت های غافلگیرانه اطرافیان برای کمک تفریح یا هر کاری پاسخ بدهید
پاسخگو:10:58:59 فکر و تجزیه و تحلیل و عمیق شدن برای شما زیاد خوب نیست
پاسخگو:10:59:55 سبک زندگی و مشغولیت هایتان را طوری طراحی کنید که زیاد فرصت بیکاری و تعمق نداشته باشید گاهی فقط چند شب یکبار میتوانید فکر کنید
پاسخگو:11:00:10 ان موقع هم به نتایج همین تمرین ها فکر کنید

پرسشگر:11:00:45 دقیقا همینطورم چرا پوستم چاله اس بعد میرم تو عمقش .....چرا کبدم تحت فشار ........اما خودم هم متوجه شدم که خودم خودم اذیت میکنم

پاسخگو:11:00:47 مثلا همین که گفتیم گاهي اوقات عمدا کارهايتان را ناقص انجام دهيد تا متوجه شويد که اگر کاري ناقص باشد آسمان به زمين نخواهد آمد ... به این واقعیت ها دقایقی فکر کنید
پاسخگو:11:03:26 این خیلی خوب است که درد را قبول کرده اید و این یعنی بزرگ ترین قدم را در درمان برداشته اید. چون اراده خوبی دارید حتما قدم بعدی که تمرین است روی رفتارها و افکار شما اثر خوبی خواهد داشت و این فصل از زندگی تان هم با حس رشد و پیشرفت کام تان را شیرین خواهد کرد
پاسخگو:11:03:29 نکته بعدی همین است
پاسخگو:11:03:41 خود را به پيشرفت گرايي (در برابر کمال گرايي) عادت دهيد
پاسخگو:11:04:29 فرد کمال گرا به خاطر داشتن ذهنيتي ايده آل ، اقدامات و گام هاي کوچک براي رسيدن به اهدافش را ناديده مي گيرد و تصورش براين است که حتما بايد يک اقدام بزرگ و منسجم انجام دهد تا خود را موفق بداند. بنابراين تا مدتي هر شب به کارهاي خوب و مثبتي که درطول روز انجام داده ايد فکر کنيد و با خود تکرار کنيد که هيچ فرد موفقي يک شبه يک اقدام بزرگ انجام نداده است. موفقیت را باید درست معنا کرد
پاسخگو:11:05:02 به عبارت دیگر ارزشمند بودن خود را در گرو تحقق کامل اهداف تان ندانيد. به خودتان يادآوري کنيد که ارزشمندي يک فرد به شخصيت و منفعتي است که براي ديگران دارد نه تحقق کامل اهداف
پاسخگو:11:05:19 و آخرین نکته در این مورد:
پاسخگو:11:05:31 تبديل کردن منتقد دروني به يک مربي دلسوز است
پاسخگو:11:06:04 کمال گرايان داراي يک منتقد دروني قدرتمند هستند که همه گفتگوهاي دروني آن ها را کنترل مي کند. دائما اشتباهات و خطاهاي آنها را گوشزد و سرزنش ميکند. هر بار که منتقد دروني خودتان شروع به صحبت کرد بگوييد باشد! راه حل مدنظر شما چيست براي اينکه بهتر شوم، با همين سوال نقطه کانوني گفتگوها از انتقاد به مربي گري تغيير پيدا مي کند. اگر اين سوال را نکنيد او (منتقد دروني) تا فردا صبح به شما سرکوفت خواهد زد براي اينکه چرا نوزده شديد و بيست نشديد
پاسخگو:11:06:55 توصیه میکنم حتما در مورد تفکر صفر یا صد مقالاتی در سایت ها مطالعه کنید. یا مطالعاتی با موضوع خطاهای ذهنی
پاسخگو:11:07:38 اما در مورد وسواس فکری
پاسخگو:11:07:43 ارتباط برقرار است؟

پرسشگر:11:07:57 بله هستم بفرمایید

پاسخگو:11:09:20 قبل از هر چیز باید به این واقعیت توجه کنید که تمرکزهای افراطی شما روی مسائل زندگی می تواند علت اصلی وسواس فکری باشد
پاسخگو:11:09:27 این که با موضوعات کشتی می گیرید
پاسخگو:11:09:50 و برایتان زیاد مهم می شوند
پاسخگو:11:10:05 گاهی روی آن ها تعصب پیدا می کنید
پاسخگو:11:10:45 بنابراین اولین فضایی که باید تمرین کنید بودن در لحظه و اکنون است
پاسخگو:11:10:54 یعنی مهارت زندگی در حال را باید تمرین کنید که یکی از مهارت های ضروری زندگی ست. گاهی لازم است در لحظه زندگی کنیم این را باید بلد باشیم
پاسخگو:11:11:15 امروز از آن چه دارید و آن چه انجام داده اید لذت ببرید دیروز و فردا هم مهم نیست
پاسخگو:11:11:25 مهم امروز است که چه حالی دارم
پاسخگو:11:11:41 و همین حال بد امروز را باید به حال خوب تغییر بدهم
پاسخگو:11:12:00 یا همین حال خوب امروز را باید خوب نگه دارم
پاسخگو:11:12:20 اصلا مهم نیست علتش چیست که حالم بد است یا علتش چیست که حالم خوب است
پاسخگو:11:12:39 مهم این است که یاد بگیرم کارهایی برای حال خوب انجام دهم
پاسخگو:11:13:36 این کارها می تواند گوش دادن به یک موسیقی باشد یا نوشیدن یک فنجان چای و دمنوش مورد علاقه یا کمی قدم زدن در هوای بهاری یا پیاده روی روی خش خش برگ های پاییزی یا حتی
پاسخگو:11:13:56 این که تلاش کنم روی لبه یک باغچه یا جدول راه بروم و نیفتم
پاسخگو:11:14:07 یا برای خودم یک عروسک بخرم یا یک ساعت جدید
پاسخگو:11:14:18 یا این که حال یک نفر دیگر را خوب کنم
پاسخگو:11:14:27 یا یک صفحه کتاب بخوانم
پاسخگو:11:14:53 و یا با دوستم برویم رستوران یا آبمیوه ای بنوشیم و گپ بزنیم
پاسخگو:11:15:09 بقیه اش را خود شما پیدا کنید
پاسخگو:11:15:29 حال در این بین که دارید مهارت زندگی در حال را تمرین می کنید

پرسشگر:11:15:49 چنتا کار تا الان انجام دادم یکیش رها کردن شغلم بود
پرسشگر:11:16:05 تصمیم گرفتم دکتری نخونم
پرسشگر:11:16:37 خودم متوجه شدم که بخاطر فشار زیاد بدنم تو فشاره
پرسشگر:11:16:53 تو کار هم کمال گرا بودم
پرسشگر:11:17:05 تو درس و همه چی

پاسخگو:11:17:05 حتی همین تمرین نباید مورد تمرکز ذهنی شما قرار بگیرد یا تمرین های درمان کمالگرایی. اصلا فکرتان را درگیرشان نکنید فقط زندگی کنید و تمرین کنید مثل مردم عادی از زندگی لذت ببرید

پرسشگر:11:17:45 حتی الان متوجه شدم همسر من قرار نیست خاص باشه فقط میتونم باش شاد باشم

پاسخگو:11:18:39 همه این مواردی که دارید نام می برید تصمیماتی هستند در ادامه مسیر زندگی شما. زندگی همین است و همیشه همینطور در جریان است و باید خودتان را در مسیر آن رها کنید
پاسخگو:11:18:56 و موضوعات زندگی اصلا برایتان تبدیل به یک مسئله نشوند
پاسخگو:11:19:16 بله همه چیز عادی ست مثل زندگی همه مردم و گاهی همان مردم عادی بهتر از متفکران و تحلیلگران بلدند واقعیت زندگی را حس کنند. زندگی به مهارت زندگی کردن نیاز دارد که بعضی بدلایلی در آن گیر می کنند
پاسخگو:11:19:30 حالا در بین این زندگی شاد و عادی
پاسخگو:11:19:38 ممکن است افکار مزاحم اذیت تان کند
پاسخگو:11:19:42 این هم عادی ست
پاسخگو:11:19:57 همه ما حدی از این افکار را داریم مختص شما نیستند
پاسخگو:11:20:41 این ها را هم میتوان با تکنیک ها و رفتارهایی هایی زیرکانه کم کرد
پاسخگو:11:21:04 اول از همه اصل بی اعتنایی ست که باید در پیش گرفت

پرسشگر:11:21:05 مثلا نماز صبحم قضا بشه ظهر و مغرب نمیخونم یا خوندنی حس خجالت دارم

پاسخگو:11:21:58 حتی بعد از بیدار شدن هم میتوانید بخوانید و هر کس سوال کرد یا کنایه زد این نماز چه موقع است بگویید نماز صبحم قضا شد
پاسخگو:11:22:08 یا ظهر بخوانید یا هروقت که راحتید
پرسشگر:11:22:41 یهو تصمیم بگیرم غیبت نکنم بکنم دیگه ول کن نیستم همش میگم زحمات به باد دادی تو بدی
پاسخگو:11:22:57 کنایه های اطرافیان را هم جدی نگیرید همه کنایه ها غرض ورزانه نیستند یا زهر ندارند . بعضی سبک گفتاری شان همین است. درکل زندگی را نباید سخت گرفت

پرسشگر:11:23:51 من با اطرافیان مشکل ندارم الان مشکل من خودم با خودمه خودم از دست خودم رها بشم بسمه

پاسخگو:11:24:02 زحمات شما در یک روند تدریجی انجام میشود و با یک خطا به باد نمی رود
پاسخگو:11:24:34 خداوند هم به همین دلیل به انسان ممکن الخطا همیشه فرصت داده است و در بازگشت را همیشه باز گذاشته
پاسخگو:11:24:50 و به همت انسان ها نمره میدهد نه به نتیجه ها
پاسخگو:11:26:10 دیروز می گفتید خواهرانم اصلا الگوی من نیستند و با صحبت های قبلی تان که بعضا خاطرم هست بنظر می رسد بعضی اطرافیان را قبول ندارید. همه را باید در اندازه خودشان دید و اصل تفاوت های فردی خیلی به ما آرامش میدهد
پاسخگو:11:26:26 از اصل بی اعتنایی می گفتم
پاسخگو:11:27:10 افکار تلخ و منفي يا حتي بي معني، به ذهن خيلي افراد وارد مي شود اما ديگران خود را با افکار درگير نمي کنند و به خاطر خطور آن ها به ذهن خود را ملامت نمي کنند
پاسخگو:11:27:47 وسواس فکري يعني ذهن و فکر فرد به صورت مکرر و ناخواسته به موضوعي مشغول شود که سبب اضطراب و ناراحتي او مي شود. سپس فرد براي از بين بردن اين اضطراب و افکار آزاردهنده، دست به اقداماتي مي زند که اغلب اشتباه هستند و بعضی رفتارهاي مقابله اي خودشان استرس زا هستند

پرسشگر:11:27:49 یه مطلبی هم هست اینه من با هر مشاوری صحبت کردم بهم میگه اصلا ازدواج نشه مشکلی نداره بهم برمیخوره خب من دوست دارم و این عذابم میده

پاسخگو:11:28:30 در این مورد هم صحبت میکنیم
پاسخگو:11:29:38 بنابراین اصلی ترین کلید درمان وسواس فکری بی اعتنایی ست. حتی گاهی با بی اعتنایی به مرور و خودبخود این افکار از بین می روند و نیازی به درمان های بالینی و دارویی نیست

پرسشگر:11:29:57 اگر خواهرم گفتم برا اینکه همش تو گوشم اینو میگه خب یعنی چی حالا تا الان نرفتم قرار نیس اینجوری تسکینم بدی میتونی بگی خدا به وقتش میده نه اینکه شوهر چیه بابا

پاسخگو:11:30:20 درکل بدانید که این افکار از سوی ذهن به شما تحمیل می شوند و دنبال واقعیتی در خارج برای آن ها نباشید

پرسشگر:11:31:22 بله دیروز که فرمودید برخی مسائل عادیه و طبیعی از دیروزه به هیچی فک نکردم مثلا گرفتن دل مجردا تو مراسم عقد

پاسخگو:11:31:22 و هر وقت فکرتان مسئله ای آزاردهنده یا سرزنش گونه یا انتقاد و هر مسئله منفی را به شما تحميل کرد ياد تمثيل مسابقه طناب کشي با هيولا بيفتيد
پاسخگو:11:31:34 بسیارعالی. احسنت
پاسخگو:11:31:48 در اين مسابقه اگر هيولا به طرف شما کشيده شود و برنده شويد توسط هيولا خورده مي شويد و اگر شما به طرف هيولا کشيده شويد باز هم خورده مي شويد پس بهتر است طناب را زمين بندازيد و مسابقه ندهيد

پاسخگو:11:32:04 درافتادن با اين افکار و اهميت دادن هم به همين شکل است و بي اعتنايي هر چند سخت است ولی شدنی ست
پاسخگو:11:32:24 تکنیک بعدی عدم مقابله با ذهن است
پاسخگو:11:32:25 یعنی
پاسخگو:11:32:44 نیاز نیست برای پیشگیری از ورود این افکار به ذهن کار خاصی انجام دهید
پاسخگو:11:32:56 مقابل ذهن مقاومت نکنید
پاسخگو:11:33:03 وارد شدند اشکالی ندارد
پاسخگو:11:33:12 با بی اعتنایی خارج میشوند
پاسخگو:11:33:20 ورود افکار دست ما نیست
پاسخگو:11:33:24 توقف آنهاست که دست ماست
پاسخگو:11:33:37 و همواره به خاطر داشته باشيد كه وقتي جلوي يك فكر مي ايستيم، فكر به صورت ناخودآگاه به ذهن ما هجوم مي آورد و اگر نگران به ذهن آمدن آن فكر باشيد دقيقا همان موقع، آن فكر به ذهن تان مي آيد، لذا از بابت به ذهن آمدن آن فكر نگران نباشيد
پاسخگو:11:34:52 سرزنش کردن هم ممنوع است. با خودتان مهربان باشید. با ذهن تان هم مهربان باشید. با خونسردی افکار را به خارج هدایت کنید و راه خروج را به آن ها نشان دهید
پاسخگو:11:35:31 تکنیک بعدی تعیین وقت است
پاسخگو:11:35:52 اگر مدتی بی اعتنایی و خونسردی را تمرین کردید
پاسخگو:11:36:04 و دیدید این افکار باز هم هستند
پاسخگو:11:36:11 برای آن ها وقت تعیین کنید
پاسخگو:11:36:46 یعنی با خودتان عهد ببنديد و برنامه ‏ريزى كنيد كه زمان فكر كردن درباره فلان موضوعات، ساعت خاصى باشد (مثلاً 4 و نيم تا 5 بعدازظهر) و در طول روز هرگاه اوهام و افكار وارد ذهن تان شد، به خود وعده بدهيد زمان فكر كردن فلان ساعت مقرر است
پاسخگو:11:37:09 و در زمان مقرر مدتى را به فكر كردن درباره آن موضوع اختصاص دهيد و ذهن تان را به آن مشغول کنید تا در طول روز و به طور پراكنده، ذهن مشغول آن نباشد
پاسخگو:11:37:40 ضمنا آن زمان اختصاصى را به تدريج در طى (مثلاً 30 روز) روزى يك دقيقه كم كنيد تا به صفر برسد
پاسخگو:11:37:55 حتي مي توانيد در آن زمان قراردادي افكارتان را روي كاغذ بنويسيد و سپس آن كاغذ را معدوم كنيد اين باعث مي شود كه به محتواي افكارتان به صورت مشهود مواجه شويد
پاسخگو:11:38:33 ازدواج هم حق شماست و نیاز طبیعی شماست نیازی مثل آب و غذا و شما هم مثل خیلی از دختران دیگر ازدواج خواهید کرد
پاسخگو:11:39:04 دنیا چیزی را که بخواهید به شما میدهد ولی گاهی با سختی می دهد. این طبیعت دنیاست

پرسشگر:11:39:09 یه کاری کردم یه تصویر ذهنی ساختم اون فکر میدم به یه سگ بخوره خودم میام اینور در میبندم

پاسخگو:11:39:16 چون این جا محل آرامش مطلق نیست
پاسخگو:11:40:02 و همه چیز را به یک نفر نمی دهند و همه چیز را هم از یک نفر نمی گیرند ولی در نهایت آرامش را در همین دنیا هم تجربه خواهیم کرد
پاسخگو:11:40:23 و ازدواج یکی از اصلی ترین نیازمندی ها برای آرامش است
پاسخگو:11:40:36 به آن میرسید مطئن باشید
پاسخگو:11:41:06 حتی دختران 40 ساله و بیشتر هم ازدواج کرده اند و درست یا غلط، سن ازدواج بالا رفته و این یک واقعیت است
پاسخگو:11:41:33 پس نه جای نگرانی ست نه عجله و نه بی تابی
پاسخگو:11:42:06 مهم این است که متاهل یا مجرد، به سبکی زندگی کنیم که آرامش را به خودمان هدیه بدهیم
پاسخگو:11:42:13 اجازه مرخصی می فرمایید؟

پرسشگر:11:42:21 خیلی از این مشکلات من سر همین مسئله شروع شده دیروز تعریف کردم

پاسخگو:11:42:22 فرصت 30 دقیقه ای گفتگوی ما به اتمام رسید. بهتر است فرصت را بدهیم به پرسشگرانی که در صف انتظار هستند

پرسشگر:11:42:50 متشکرم واقعا عالی بود
پرسشگر:11:43:17 ان شالله بعد مدتی نتایج براتون میگم

پاسخگو:11:43:33 صحبت هایتان را الان دقیق تر خواندم
پاسخگو:11:44:13 بله مثالی که فرمودید شبیه کشیدن یک دیوار خیالی بین خود و افکارتان است که این را هم میتوانید گاهی امتحان کنید
پاسخگو:11:45:37 خواهرتان هم که می گویند شوهر چیه با او همراهی کنید سخت نگیرید مقابله کردن به انسان فشار می آورد و همه جا جای مقابله نیست . مدل دلگرمی دادن آدم ها هم با هم فرق دارد گاهی می توانیم حرف شان را بشنویم و با دل بپذیریم گاهی میشود بگویید بله تنهایی و آزادی را عشق است استقلال هم یک امتیاز است
پاسخگو:11:45:44 این هم یک روی سکه است
پاسخگو:11:45:55 سرزنده و پایدار باشید
پاسخگو:11:46:00 حق یارتان

پرسشگر:11:46:33 زنده باشید

پاسخگو:11:46:43 ممنونم و از قدردانی شما سپاسگزارم

پرسشگر:11:46:45 خدانگهدارتان

گفتگوی مشاوره برگزیده : وسواس فکری ، کمال گرایی

تصویر modir
نویسنده / مترجم: modir

نظر خودتان را ارسال کنید

6 + 4 =

ارسال سوال

7 + 12 =

پربازدیدترین ها