راضی به ازدواجم نبودم و مجبور شدم قبول کنم،‌ الان هم راضی نیستم، عقدم درست است؟

متن سوال: 
با سلام من دختري 22ساله هستم من در سن 18سالگي ازسوي پسرعموي مادرم خاستگاري شدم من اصلا علاقه اي به او نداشتم ولي با اين حال مادرم پافشاري کرد که بايد با او ازدواج کنم شب و روز گريه ميکردم ولي کسي اهميت نميداد تا اين که مجبورشدم قبول کنم از اونجايي که خاستگارم خارج از کشور بود يک سال بعد از خاستگاري اي که تلفني بود به ايران امد و از من پرسيد نظر من درمورد ازدواج چيست من ميترسيدم که راستش را بگم براي همين نگفتم که دوستش ندارم و گفتم مشکلي ندارم نامزدم بعد از چند روز دوباره رفت سوئد و پس از يک سال دوباره اومد ديگه برام کابوس شده بود بايد قبل از اين که عقد ميکرديم به اين کابوس پايان ميدادم بالاخره تصميم گرفتم و بهش گفتم که نميخوامش و بخاطر اجبار خانوادم قبول کردم اما از شانس بد من اون هم کمکي بهم نکرد و گفت کاريه که شده نميشه الان جدا بشيم همه فاميل ميدونن خلاصه با اسرار و خواهش و ترس از خانواده نتونستم چيزي بگم و گفتم باشه بر خلاف ميلم براي عقد اماده شدم با اين که ظاهرا خوب ب نظر ميرسيدم و خوشحال بودم ولي از درون راضي به اين ازدواج نبودم بخاطر فاميل غمم رو پشت خنده هام پنهون کردم موقع عقد فقط بغضم گرفته بود سعيمو کردم که از اشک ريختن جلو گيري کنم عقد کرديم و تموم شد الان چند سال گذشته و من بيست و دو سالمه و داره کاراي اقامتمو جور ميکنه تا منم برم سوئد هر وقت مياد ايران غم و عزا ميگيرم خيلي حالم بده پدر مادرمو نميبخشم بخاطر اين کارشون الان هر وقت که نامزدم مياد ايران با بد اخلاقي باهاش رفتار ميکنم چون اصلا هيچ حسي بهش ندارم حتي تا الان يک بار هم دستشو نگرفتم 1-بنظر شما با اين اتفاقات ازدواج من باطله و عقد باطله ايا ميشه اسم اين عقد رو ازدواج اجباري گذاشت ؟

سلام عليکم
از حیثی که سوال کرده اید (بحث رضایت و عدم رضایت) جواب شما این است:
1- اگر زني از طرف يک قدرتي تهديد شود يا تحت فشار قرار گيرد، مثلا پدر و مادرش يا اطرافيان چنين فضايي را براي او ايجاد کنند و اين زن براي دفع ضرر يا دفع آن حرج و مشقت بدون رضايت تن به ازدواج دهد چنين ازدواجي باطل است چرا که از شرائط صحت عقد ازدواج اين است که زن و مرد به ازدواج راضي باشند.
بله در همان فرض بالا اگر بعد از خواندن عقدي که رضايتي در آن نبوده است، بدون اينکه آن عقد را رد کند،‌ راضي شود و بگويد به آن عقد راضي هستم در اين صورت همان عقد خوانده شده (بنا بر احتياط از زمان اجازه) صحيح است. (1)
2- اما اگر زني از روي ضرورت و با در نظر گرفتن فضاي خانواده و پيراموني خويش، خود تصميم بر قبول ازدواج گرفت ازدواجش صحيح است هر چند در اين تصميم او فشار خانواده موثر بوده باشد. لذا اينکه در بحث ازدواج مي گويند طرفين راضي باشند و کسي ايشان را مجبور نکرده باشد به معناي آنچه در بين مردم رايج است نيست. (2)

توضيح:
گاهي شرائط خانوادگي طوري مي شود که زن هر چند شخص مقابل را دوست ندارد و به ازدواج با او رضايت ندارد اما نهايتا خود تصميم مي گيرد که در اين شرائط به او بله بگويد دقيقا مثل کسي که ماشينش را خيلي دوست دارد اما براي اينکه مجبور است خرج درمان فرزندش را بدهد مجبور مي شود اين ماشين را بفروشد،‌ در اين جا هم مي گوييم فلاني در فروش ماشين مجبور بود،‌ اما اين معامله معامله اي است صحيح، لذا در امر ازدواج هم اگر مساله اين گونه بوده است ازدواج ازدواجي است صحيح.
مويد صحت اين ازدواج ها اين است که وقتي طرفين با هم خلوت مي کنند و ارتباط جسمي با هم دارند زن اين عمل را خلاف شرع نمي داند يا اگر با همسرش همبستر شود خود را زنا کار نمي داند که اين امور نشان مي دهد ازدواج و زن و شوهري را قبول کرده است هر چند از اين شوهر خوشش نمي آيد!
در سوالات مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا جواب را دقيق تر و طبق مبناي مرجع تقليدتان ارائه کنيم.
از ارتباط شما با اين سامانه تشکر مي کنيم. سواي ارتباط با ما از طريق سوالات قسمت آف لاين،‌ مي توانيد در سايت http://www.eporsesh.com/ به صورت زنده با کارشناسان ما در حوزه هاي مختلف گفتگو کنيد.

منابع
(1) مساله هاي 2370 و 2374 رساله ي محشا
و با استفاده از العروه الوثقي کتاب النکاح،‌ بحث اولياي عقد مساله هاي 18 و 21
و با استفاده از رساله ي آموزشي رهبري ج2 بحث معاملات ص141
(2) با استفاده از رساله ي آموزشي رهبري ج2 بحث معاملات ص141

نوع سوال: 

ارسال سوال

2 + 0 =

پربازدیدترین ها