آرشیو سوالات

صرف بی‌حجابی دلیل بد بودن نیست.

مباح دانستن محرمات همیشه به خاطر این نیست که شخص معتقد به دستورات اسلام نیست. بلکه واقعا عده‌ای هستند که با اسلام مشکلی ندارند بلکه محب اهلبیت ع هستند اما در عمل بعضی از دستورات دینی را رعایت نمیکنند. اما باید بدانیم اباحه‌گری همیشه اعتقادی نیست و به لاقیدی در عمل هم اباحه‌گری صدق می‌شود و با تعالیم اسلامی در تضاد است.

دلایلی عقلانی بر اثبات جهان دیگر و معاد چیست؟

دلایل مختلفی برای اثبات عقلی معاد اقامه می شود كه برخی از آن ها ارائه می گردد :

1-نظام آفرینش بیهوده و بی هدف نیست. خدا جهان را به گونه‌ای آفریده است كه بیش ترین خیر و كمال ممكن بر آن مترتب شود . بدین ترتیب صفت حكمت اثبات می‌شود كه مقتضای آن این است كه مخلوقات را به غایت و كمال لایق به خودشان برساند، ولی از آن جا كه جهان مادی دارای تزاحمات است ؛ خیرات و كمالات موجودات مادی با یكدیگر تعارض پیدا می‌كند. مقتضای تدبیر حكیمانه‌ای الهی این است كه به صورتی آن ها را تنظیم كند كه مجموعاً خیرات و كمالات بیش تری بر آن ها مترتب شود.

دلیل این همه گریه چیست؟ چه فائده ای دارد؟

یکی از موضوعاتی که در روایات اهل بیت(ع) بدان سفارش شده و اجر و ثواب زیادی برای ان ذکر شده است،موضوع عزاداری و اشک ریختن برای امام حسین(ع) است...

عزاداری بدعت است؟

اين اشكال كه عزاداري سالار شهيدان و اصحاب بزرگواري، از مسائل مبتدعه است و برانجام مراسم عزاداري حكم حرمت مترتب مي‏گردد، هيچ اساس و پايه‏اي در نظر عقل و سيره عقلا و سنت و قرآن مجيد ندارد.

چرا امام حسین ع حضرت علی اصغر ع را بالای دست گرفتند که دشمن بتواند با تیر بزند؟

این مطلب مسلّم و قطعی است که در روز عاشورا کودک شیرخواری از امام حسین(ع) به شهادت رسیده است.اما برای پاسخ به سوال شما باید نحوه شهادت این طفل شیرخوار را با مراجعه به منابع تاریخی بررسی کنیم،

تاریخ شهادت امام حسن مجتبی دقیقا کی است؟

#تاریخ_شهادت_امام_حسن‌ع
در اینکه در چه ماهی و در چه روزی شهادت امام حسن مجتبی ع اتفاق افتاده است اختلاف است. منابع شیعه، ماه صفر را ماه شهادت آن حضرت(ع) می‌دانند. اما درباره اینکه در کدام روز از ماه صفر،‌ شهادت آن حضرت(ع) اتفاق افتاده است در خود منابع شیعه نیز اختلاف است.

چرا امام حسن با معاویه صلح کردند؟

وقتی خبر حرکت معاویه از شام به کوفه رسید، دستور داد که در مسجد جمع شوند، آنگاه خطبه‌ای آغاز کرد و پس از اشاره به بسیج نیروهای معاویه، مردم را به جهاد در راه خدا و ایستادگی در مبارزه با پیروان باطل دعوت نمود و لزوم صبر و فداکاری و تحمل دشواری‌ها ر ا گوشزد کرد. امام با اطلاعی که از روحیه مردم داشت، نگران بود که دعوت او را اجابت نکنند. اتفاقاً همین طور شد و پس از پایان خطبه مهیّج حضرت، همه سکوت کردند و احدی سخنان آن حضرت را تأیید نکرد!

عدم رستگاری بعد از 40 سالگی واقعیت دارد؟

آنچه در روایات قابل‌مشاهده است این است که به‌صورت قطعی فردی که تا 40 سالگی اصلاح نشده، جهنمی معرفی نشده؛ چراکه نتیجه این روایات نباید منجر به ناامیدی از رحمت خداوند شود...

آیا حضور در اینستاگرام اشکالی دارد؟

اینستاگرام فارغ از نوع فعالیت کاربرانش، خودش بر یک منطق غلط استوار است و برای خود، نظام ارزشی دارد. حضور در این فضا خواه ناخواه به معنای ترویج و انتشار این نظام ارزشی است.

عطش و تشنگی در کربلا چگونه بوده است؟

از گزارش‏هاي معتبر تاريخي، چنين به دست مي‏آيد كه سه روز قبل از شهادت امام حسين(ع) (در روز هفتم محرّم) دستوري از عبيداللَّه بن زياد به عمر بن سعد ابلاغ شد. دستور منع آب از امام حسین(ع) چندین بار از سوی یزید و ابن زیاد تکرار شده است و این تکرار،اهمیت این موضوع را در نزد امویان می رساند،اما بارزترین و روشن ترین دستور در این زمینه نامه مشهور ابن زیاد است که در شب هفتم به دست عمربن سعد رسیدومضمون این نامه چنین است:«میان حسین و اصحابش وآب جلوگیری کن،و نگذار از ان قطره ای بچشند،چنان که با عثمان بن عفان،آن مرد پرهیزکار و پاک چنین کردند».{تاریخ طبری،ج4ص314،اعلام الوری،ج1ص452؛بلاذري، ج 3، ص 180}.

چرا هیچ اکتشاف یا اختراعی از امام باقر(ع) در دسترس نیست؟!

برخی تصور می‌کنند اگر کسی ابتکار و اختراعی داشته باشد، او تنها صاحب علم است و حال اینکه چنین نیست، زیرا برخی از علوم وجود دارند که به مراتب با اهمیت‌تر از علوم مادی هستند، از جمله علومی که از اهمیت خاص بر خوردار است، علم خدا و دین شناسی است. رسول خدا(ص) فرمود: «أَفْضَلُ الْعِلْمِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ». امام(ع) نیز با اهمیت و مهم‌ترین علم را معرفت خداوند دانست: َ«أَوَّلُ الدِّینِ مَعْرِفَتُهُ وَ کَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِیقُ بِهِ وَ کَمَالُ تَصْدِیقِهِ تَوْحِیدُهُ ...».

چرایی صلح امام حسن علیه السلام با تعداد یاران زیاد

آن گاه كه امام علي به شهادت رسيد و مردم با امام حسن(ع) بيعت كردند و حضرت حكومت را در دست گرفت، مردم آمادگي روحي براي مبارزه‏اي سخت و طولاني با معاويه را نداشتند، به چند دليل:

1- جنگ‏هاي قبلي (صفين، نهروان و جمل)؛
2- حيله‏گري و تزوير معاويه و سست عنصري بسياري از مردم ؛
3- خطرات بيروني كه جامعه اسلامي آن زمان را تهديد مي‏كرد و درگيري داخلي، آنان را براي حمله به مسلمانان بر مي‏انگيخت؛
4- حفظ جان شيعيان باقي مانده ؛
5- روشن كردن حيله‏گري هاي معاويه و شناساندن چهره واقعي وي به مردم نا آگاه و سطحي نگر.

بر اساس قرآن بحث حجاب را با جوانم مطرح میکنم اما نمی‌پذیرد. چرا؟

پرسش: چرا باید حجاب داشته باشم؟
پاسخ : چون خدا در قرآن گفته است. چون سود زیادی برای خود زن دارد.
پاسخ اول؛ بر مبنای تعبّدی بودن و مکلّف بودن انسان شکل گرفته، و پاسخ دوم بر مبنای توجه دادن مخاطب به سودی که خودش از حجاب خواهد برد....

احمد الحسن و فرقه یمانی را برایم توضیح دهید؟

یکی از جریان های انحرافی مربوط به مهدویت که در سال های اخیر در عراق شکل گرفته و طرف‌داران محدودی نیز در ایران پیدا کرده، جریان #احمد_الحسن است.

چرا حکم مرتد اعدام است و آیا این حکم با روح تعالیم دین سازگار است؟ چرا حکم مرتد اعدام است و آیا این حکم با روح تعالیم دین سازگار است یا خیر، و آیا از نظر فقهی ممکن است این حکم تغییر کند، البته نه به عنوان حکم حکومتی و ... ؟

چرا حکم مرتد اعدام است و آیا این حکم با روح تعالیم دین سازگار است؟
پرسش
چرا حکم مرتد اعدام است و آیا این حکم با روح تعالیم دین سازگار است یا خیر، و آیا از نظر فقهی ممکن است این حکم تغییر کند، البته نه به عنوان حکم حکومتی و ... ؟
پاسخ اجمالی
به دلیل این که اعلام رسمی ارتداد، نه به عنوان مسئله ای در چارچوب آزادی ادیان و گفت و گوهای منطقی، بلکه به عنوان روشی زیرکانه، برای از بین بردن اسلام و اعتقادات مسلمانان، مورد استفاده قرار می گرفت، و عملا ناشی از سیاست بود و نه تفکر، اسلام نمی توانست به سادگی از آن چشم پوشی نماید. مجازات های سنگین وضع شده برای ارتداد، ناشی از همین استفادۀ شیطنت آمیز و سیاست مدارانۀ دشمنان اسلام از موضوع ارتداد بود، و گرنه گفت و گوهای منطقی و رسیدن به نتایج واضح و مشخص در هر زمینۀ دینی، منطبق با روح تعالیم اسلام بوده و نمی توان اشخاص را، تنها به دلیل تردیدهایی که به دنبال برطرف نمودن آنها هستند، به کوچک ترین مجازاتی محکوم نمود. در ضمن به این نکته نیز توجه داشته باشیم که حکم حکومتی نیز بخشی از فقه است و نه چیزی خارج از آن.
پاسخ تفصیلی
برای روشن شدن مسئله توجه به نکاتی ضروی به نظر می رسد:
1. اسلام، دینی است که جست و جو و پرسش را در تمام اصول و فروع دین جایز و در بسیاری از موارد لازم می داند، [1] و هر شخص مسلمانی، با توجه به سطح دانش و معلومات خود می تواند تمام مسائل مطرح شده در این دین آسمانی را مورد بحث و بررسی خود قرار دهد و تا زمانی که با دلیل مناسبی اقناع نشده باشد، شک و تردیدی که در درون او به وجود می آید، به دینداری و اسلام او آسیبی وارد نخواهد نمود. [2]
2. از دیدگاه اسلام، مرتد شخصی است که بعد از رسیدن به حق و اثبات حقانیت اسلام بدون هیچ دلیل قابل قبولی از این دین روی برگرداند.
خداوند در قرآن کریم می فرماید: "کسانى که بعد از روشن شدن هدایت براى آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فریفته است"! [3]
3. گروهی از کافران، با این که به حقانیت اسلام پی برده بودند، تصمیم داشتند که به دلیل حسادت، با شیوه های مختلف، افراد با ایمان را وادار نمایند که از دین خود برگردند، [4] این افراد، با انتشار شبهات غیر منطقی، تصمیم به انجام چنین کاری داشتند، اما خداوند به افراد با ایمان دستور داد که با دلایل منطقی به مبارزه با این گونه افراد برخاسته و از برخورد فیزیکی با آنان خودداری نمایند. [5] توجه به این نکته مهم است که فرمان اولیۀ الاهی آن است که با پیروان ادیان مختلف، با بهترین شیوه به گفت و گو بپردازیم، مگر آنانی که به دنبال حقیقت نیستند، بلکه در صدد ظلم و ستم می باشند. [6]
4. با توجه به منطق قوی اسلام، شیوۀ قبل با شکست روبرو شد. بنابراین، دشمنان اسلام روش جدیدی را در پیش گرفته، تا چنین وانمود نمایند که اسلام، دینی بی منطق و بی دلیل بوده و اشخاصی که به این دین گرایش می یابند، بعد از مدتی، آن را ترک می نمایند. در این راستا، آنان تصمیم گرفتند که خود را افرادی جویای حقیقت جلوه داده و اعلام نمایند که به دلیل آن که اسلام را هدف دلخواه خود یافته اند، مسلمان شده اند، اما بعد از گذشت زمان کوتاهی، خروج خود از این دین و بازگشت به دین قبلی را با سر و صدا و تبلیغ فراوان، به اطلاع مردم برسانند و با این شیوه به طور غیر مستقیم، دیگر مسلمانان را دچار این شک و شبهه نمایند که اگر اسلام دینی منطقی بود؛ پس چرا این تازه مسلمانان به ظاهر دانشمند و جویای حقیقت، اسلام را ترک گفته اند؟! [7]
با توجه به مقدمات فوق، می توان به این نتیجه رسید که موضوع ارتداد، دیگر از محدودۀ آزادی ادیان که مورد تأیید اسلام بود، [8] خارج شده و به روشی سیاسی برای تضعیف و به شکست کشاندن اسلام تبدیل شده بود و طبیعتا می باید چاره ای برای آن اندیشید. بر همین اساس، بدون آن که بحث و گفت و گوی منطقی در ارتباط با مسائل مرتبط با دین، ممنوع شود، و یا این که تمام کافران مجبور شوند که الزاما مسلمان شوند، مقرر شد که اعلام رسمی خروج از دین مقدس اسلام (و نه ارتداد باطنی)، ممکن است مجازات های سنگینی؛ از جمله مرگ را در پی داشته باشد، [9] تا از این راه، از سوء استفادۀ دشمنان و ایجاد هرج و مرج در میان پیروان اسلام، جلوگیری به عمل آید.
مطالعۀ نکات ذیل نیز می تواند در تکمیل پاسخ، مفید باشد:
1. باید توجه داشت که تنها ارتدادی، مجازات مرگ دارد که نمودهای عملی به دنبال داشته باشد؛ مانند آن که مرتد به پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) ناسزا گفته و یا بدیهیات دین را انکار نماید، و گرنه اگر شخصی تردیدهایی نسبت به این دین مقدس داشته و یا حتی بدون اعلام ارتداد و بدون انکار صریح موازین دینی، یکایک اصول و فروع دین را به نقد و چالش کشیده و خواستار پاسخی مناسب شود، نمی توان او را مجازات نمود!
2. اگر شخصی به دلیل برخورد با شبهاتی، در دین خود دچار تردید شده و (بدون جار و جنجال تبلیغاتی و تنها در باطن خود) مرتد شود، نه تنها مجازاتی دامنگیر او نخواهد شد، بلکه اگر مجددا به اسلام برگردد، کارهای نیک قبل از ارتداد او نیز از بین نخواهد رفت. [10]
3. هر شخص برای تغییر دین خود باید از منطقی برخوردار باشد، اما شما با مروری در افکار و عقاید اشخاصی که از دین اسلام برگشته ­اند، به ندرت به افرادی برخورد می نمایید که برای این تغییر و نیز پذیرش آیین جدید و یا بی دینی مطلق، به مطالعۀ عمیق و پرسش و پاسخ پرداخته و دلایل به ظاهر منطقی؛ هر چند نادرست! برای ارتداد خود ارائه نموده باشند، و به این نکته پی خواهید برد که اکنون نیز، اعلام صریح ارتداد، بیش از آن که از پایه های فکری برخوردار باشد، ناشی از انحرافات سیاسی و یا اخلاقی است!
4. با این وجود، همان گونه که بیان شد، این مجازات بیشتر جنبۀ بازدارنده داشته و اثبات ارتداد نیز امری دشوار بوده، و یقینا شامل افرادی که تردیدهای جدی در دین اسلام دارند، اما تردیدشان به مرحلۀ انکار صریح نرسیده، نخواهد شد، و به همین دلیل به ندرت شاهد اجرای چنین مجازاتی در کشورهای اسلامی هستیم.
5. باید توجه داشت که احکام اولیۀ فقهی را نمی توان تغییر داد، اما احکام ثانویه و نیز احکام حکومتی، جدا از فقه نبوده، بلکه بخشی از آن ارزیابی می شوند که نشانگر انعطاف پذیری فقه است. [11]
-------------------------------------
[1] اگر به ابتدای رساله های توضیح المسائل مراجعه فرمایید، به این مسئله برخورد خواهید نمود که لازم است تمام افراد با ایمان، در ارتباط با اصول دین، به یقین کافی دست یابند.

[2] در این زمینه، می توانید پاسخ 3894 (سایت: 4168) اسلام کوئیست را نیز مطالعه فرمایید.

[3] محمد، 25.

[4] بقره، 109.

[5] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 97، ص 67، ح 15، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 ه ق.

[6] عنکبوت، 46، "و لا تجادلوا اهل الکتاب الا بالذی هی احسن الا الذین ظلموا منهم".

[7] آل عمران، 73 – 72. (سزاوار است، تفسیرهای مرتبط با این آیات را نیز مطالعه فرمایید).

[8] بقره، 256، "لا اکراه فی الدین".

[9] در ارتباط با دلیل وضع مجازات مرگ برای جرم ارتداد، می توانید پرسش های 53 و 948 سایت اسلام کوئیست را مطالعه فرمایید.

[10] حرعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج 16، ص 105 – 104، ح 21099، مؤسسة آل البیت، قم، 1409 ه ق.

آیا امام علی(ع) افرادی را تنها به دلیل زندیق بودن و بی‌اعتقاد بودن آنان به اسلام می‌کشت؟!

آیا امام علی(ع) افرادی را تنها به دلیل زندیق بودن و بی‌اعتقاد بودن آنان به اسلام می‌کشت؟!
پرسش
آیا صحیح است که زندیقی را نزد امام علی(ع) آوردند و او گردن زندیق را قطع کرد. آیا کشتن انسان تنها به این دلیل که اعتقادی به اسلام نداشته، انسانی، اخلاقی، منطقی و عادلانه است؟
پاسخ اجمالی
«زندیق» از ریشه‌ی«زندق» به کسی گفته می‌شود که به خدا و روز قیامت ایمان ندارد،[1] و یا اعتقادی به شریعت نداشته و معتقد است که عالَم، قدیم و دائم است،[2] که از آنان با عناوین دیگری مانند ملحد و بی‌دین نیز تعبیر می‌شود.[3]
البته برخی هم گفته‌اند زندیق به کافری گفته می‌شود که تظاهر به اسلام می‌کند.[4]
هیچ دلیل مسلّمی در قرآن و روایات معتبر وجود ندارد که فردی که در جامعه‌ای غیر اسلامی به دنیا آمده و از ابتدای تولد خود غیر مسلمان بوده و با مسلمانان نیز سر جنگ ندارد، مورد اذیت و آزار قرار گیرد.
البته براى حفظ اعتقادات مسلمانان از عقاید باطل این افراد، مجازات سنگینی - که به دلیل آن نیز در جای خود پرداخته شد - براى افراد مرتد در نظر گرفته شده است که اثبات ارتداد نیز چندان آسان نیست؛ از این‌رو تنها عده‌ی محدودى در صدر اسلام به این مجازات محکوم شدند. به عبارت دیگر، اثر روانى این مجازات بیش از خود آن، توانست فضاى سالمى براى عموم مردم فراهم سازد.
با ذکر این مقدمه به آنچه در پرسش بدان اشاره شد می‌پردازیم.
در بعضی از روایات از کشته شدن فردی زندیق توسط امام علی(ع) سخن به میان آمده است.
امام صادق‌(ع) فرمود: «زندیقی را نزد امام علی(ع) آوردند و آن‌حضرت(ع) گردن او را قطع نمود».[5]
ابتدا باید گفت؛ این روایت با آن‌که در کتاب معتبری نقل شده است؛ اما با این وجود از نظر سند، ضعیف است؛[6] اما با فرض پذیرش باید گفت؛ اولا: روایت تصریح ندارد که کشتن او تنها به دلیل زندیق بودنش بود. شاید دلیل دیگری وجود داشت و او جرم دیگری را مرتکب شده بود و قتل او به دلیل ارتکاب آن جرم بود.
ثانیا: احتمال دارد او بعد از اسلام آوردنش زندیق شده باشد که در این صورت مرتد به شمار آمده و حکم مرتد نیز همان چیزی بود که اجرا شد.
مؤید این ادعا آن است که در روایت دیگری نقل است که یکى از فرماندهان امام علی(ع) به آن‌حضرت نوشت: من به جماعتى از مسلمانان برخورده‌‏ام که زندیق هستند! (با آنان چه کنم؟!) آن‌حضرت فرمود: «هر کسی از مسلمانان که در خانواده مسلمانى به دنیا آمده و مرتد شده است، گردن او را بزن و لازم نیست او را توبه دهى، و هر کسی در خانواده مسلمان به دنیا نیامده (اما اسلام آورده و سپس) مرتد شده، او را توبه بده و اگر توبه نکرد گردنش را بزن».[7]
استفاده سیاسی از رویکرد ارتداد برای تضعیف اعتقادات مسلمانان، باعث آن شد تا برای این افراد توطئه‌گر مجازات سنگینی در نظر گرفته شود.
--------------------------
[1]. فراهیدی، خلیل بن احمد، کتاب العین، محقق، مصحح، مخزومی، مهدی، سامرائی، ابراهیم، ج 5، ص 255، قم، هجرت، چاپ دوم، 1410ق.

[2]. فیومى، أحمد بن محمد، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ج 2، ص 256، قم، موسسه دار الهجرة، چاپ دوم، 1414ق.

[3]. همان.

[4]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق، مصحح، رسولی، سید هاشم، ج 1، ص 236، تهران، ‌دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.

[5]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 7، ص 257، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، محقق، موسوی خرسان، حسن، ج 10، ص 140، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[6]. مجلسی، محمد باقر، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، محقق، مصحح، رجائی‌، مهدی، ج 16، ص 278، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، چاپ اول، 1406ق.

[7]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج‏3، ص 152، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.

پربازدیدترین ها