چرا رهبری اصرار دارند به خاورمیانه غرب، آسیا بگویند؟

البته من اصرار دارم اين منطقه را «غرب آسيا» بگويم، نه خاورميانه. تعبير خاور دور، خاور نزديک، خاور ميانه درست نيست. دور از کجا؟ از اروپا. نزديک به کجا؟ به اروپا. يعنى مرکز دنيا اروپاست؛ هر جائى که از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است؛ هر جا نزديکتر است، خاور نزديک است؛ هر جا وسط است، خاورميانه است! اين تعريفى است که خود اروپائى‌ها کردند؛ نه، ما اين را قبول نداريم. آسيا يک قاره‌اى است؛ شرقى دارد، غربى دارد، وسطى دارد؛ ما در غرب آسيا قرار داريم. بنابراين منطقه‌ى ما اسمش منطقه‌ى غرب آسياست، نه منطقه‌ى خاورميانه

چرا در این نظام این همه هزینه در ساخت مسجد می شود، چرا پول آن خرج فقرا نمی شود؟

ريشه فقر، بخاطر ساخت مسجد نيست، بلکه در زياده طلبي عده اي است که يا با بر پا کردن جنگ و ناامني و استکبار، ملت يا ملت هايي را به فقر مي کشانند. يا در سطحي کوچکتر با گران فروشي و احتکار و تقلب و ... خون عده اي را در شيشه مي کنند تا خودشان در تجملات و عياشي ها غوطه خورند. ضمنا خيلي از اين مساجد تبديل به پايگاه هايي شده که در ايام سال دست محرومان را مي گيرد.

منظور از ندیدن دیوار شهردر ملاک حد ترخص چیست؟

باسلام خدمت شما پرسشگر محترم بنابر فتواي فقهايي که ملاک در حد ترخّص را خفاي جدران مي دانند حدّ ترخص به خفاء ديوار خانه ‌ها محقّق مى‌شود منظور از نديدن ديوار شهردر ملاک حد ترخص چيست؟ 1 بنابر فتواي فقهاي عظامي که ملاک در حد ترخّص را خفاي جدران مي دانند حدّ ترخص به خفاء ديوار خانه ‌ها محقّق مى‌شود هر چند قبّه و مناره و عمارات عاليه شهر بلکه سور بلد هنوز پيدا باشد و کفايت مى‌کند خفاء صورت و شکل ديوارها هر چند شبح آن پيدا باشد.

آیا حد ترخص نسبت به مسافری که در اثنای سفر شرعی، از وطن خود عبور می‏کند، معنا و مفهوم دارد؟

باسلام خدمت شما پرسشگر محترم مسافري که در اثناي سفر شرعي از وطن خود عبور مي‏کند: با رسيدن به حدّ ترخّص وطن خويش نمازش را بايد کامل بخواند و تا زماني که سفر جديدي را به حدّ مسافت شرعي از وطن مذکور آغاز نکرده است، بايد نمازش را تمام بخواند. (مشهور) تا به وطن نرسيده نمازش شکسته است و ورود به وطن حدّ ترخّص ندارد و پس از رسيدن به وطن، اگر در آن توقّف کند، سفرش قطع مي شود و بايد تا زماني که سفر جديدي را به حدّ مسافت شرعي آغاز نکرده است، نمازش را تمام بخواند و امّا عبور از وطن، بدون توقّف و فرود آمدن در آن، در اينکه موجب قطع مسافرت شرعي مي شود يا نه، محلّ اشکال است.

شک کردن در حدترخص چه کاری بایدمکلف انجام بدهد؟

سلام وقت شما بخير طبق حکم شرعي که گذشت، بر او واجب است که نماز مثلاً ظهرش را کامل بخواند، حال اگر هنگام بازگشت به وطن، باز از همان‌جا عبور کند و بخواهد مثلاً نماز عصر از همان روز يا ظهر روز بعد را بخواند طبق حکم شرعي که گذشت، بر وي واجب است که نمازش را شکسته بخواند.

حد ترخص چیست ؟

حدّ ترخص محدود‌ه‌اي از اطراف شهر يا روستا و منطق? محل سکونت است که مسافر با رسيدن به آنجا، بايد احکام مخصوصي را دربار? نماز و روزه رعايت نمايد حدّ ترخص محدود‌ه‌اي از اطراف شهر يا روستا و منطق? محل سکونت است که مسافر با رسيدن به آنجا، بايد احکام مخصوصي را دربار? نماز و روزه رعايت نمايد. براي نمونه، اگر تصميم گرفته‌است به سفري برود که هشت فرسخ يا بيشتر است، نمازش را بايد بعد از رسيدن به حد ترخص شکسته بخواند. که توضيح آن در مسائل ذيل خواهد آمد. حد ترخص موقع خروج از وطن را بيان فرمائيد؟

کمر درد دارم چگونه نماز را نشسته بخوانم؟

بسم الله الرّحمن الرّحيم سلام عليکم نکاتي که قبل از پاسخ به سوال قابل توجه است: 1- وظيفه مکلف نماز صحيح خواندن است نه جماعت ،البته اگرشرايط صحت نمازبود به جماعت ثواب بيشتري دارد ونبايد به نماز جماعت بي اعتنايي شود. 2-تاحد امکان ولو درمنزل بايد نماز را ايستاده خواند گرچه با تکيه دادن به ديوار يا عصا يا ميز. 3-دستورات پزشک اگربرخلاف نظرمرجع تقليد باشد قابل عمل نيست. 4- اگر امکان بهترشدن تا آخروقت نماز وجود دارد بايد نماز راتاخير انداخت ونماز راصحيح و باشرايط خواند.

تنبیه زن در اسلام چگونه است؟

بسم الله الرّحمن الرّحيم سلام عليکم ج ) فلسفه اين حکم آن است که به طور طبيعي مرد, توانايي بهتري براي اداره خانواده و تأمين نيازمندي هاي آن دارد. از طرف ديگر زن نيازمند محيطي امن همراه با آسايش کافي است تا در پرتو آن , بتواند به انجام وظايف ديگري که در نظام آفرينش بر عهده او قرار داده شده است (مانند حمل , رشد و تربيت فرزند و...) بپردازد. بنابراين رياست و مسؤوليت مرد و در راستاي آن تلاش براي اداره و تأمين نيازهاي خانواده , نه تنها امري شرعي ; بلکه حقيقتي تکويني و متناسب با نظام خلقت زن و مرد است .

میزان دخالت خداونددر زندگی انسان ها چقدر می باشد؟

باسلام خدمت شما پرسشگر محترم خداوند با فرستادن اديان ،در زندگي بشري دخالت ميکند وخواسته هايش رااز طريق وحي در اختيار بشري قرار ميدهدوکانون وحي هم کتاب مقدس است پس خداوند در اين اندازه که حتما در زندگي بشري دخالت ميکند وزندگي بشري را با دين معني دار ميکند يعني يک ديندار زندگي اش را با معني ميبيند وزندگي برايش معنا دار است ولي کسي که دين را قبول ندارد البته زندگي برايش بي معني است مگراينکه خودش زندگي اش را براي خودش معني دارش کند وبه عنوان يک پروژه براي خودش حساب کند وبتواند کاري براي انسانهاي هم نوعش داشته باشد .

پربازدیدترین ها